تبلیغات
یاس خاکستری //قلبه سوخته// - هفت سکانس....

"چه زود روزهای خوب یادش بخیر میشود"

هفت سکانس....

جمعه 1 شهریور 1392 01:00 ب.ظ

به قلم: ندا

دوستای عزیزم این متنو کپی نکنید خودم نوشتم......



**سکانس اول**

این سکانس را با لهجه ی دلتنگی بخوان.....

(عجیب دلم برایت تنگ شده)

**سکانس دوم**

امروز تقریبا یک قرن است تو را ندیده ام.....

من نمیدانم با این زمانهای طولانی چه کار کنم......

دارم فکر میکنم که یک قرن پیش چقدر خوشبخت بوده ام.....

اما حالا.......من هستم و هزار شالیزار فاصله.....

**سکانس سوم**

باید هر جور شده دلتنگی ام را از بین ببرم.....

دارم فکر میکنم چه خوب است اگر همیشه

(حتی الان که دارم از
دلتنگی برای تو دیوانه میشوم)

جنبه ی مثبت یک پدیده رادر نظر بگیریم.....

تو قشنگترین پدیده ی زندگی من بودی و هستی و خواهی بود.......

**سکانس چهارم**

من چقدر خوشبختم که در زندگیم فرشته ای همچون تو حضور دارد......

توچقدر خاص هستی......خاص و دوست داشتنی.....

**سکانس پنجم**

این سکانس را لطفا با لهجه ی باران بخوان......

چرا وقتی با تو صحبت میکنم با من خوب حرف میزنی ؟؟؟

حتی وقتی که ناراحتت میکنم......

دارد از نگاهم باران میبارد....برای تو....برای.....

**سکانس ششم**

میخواهم یک اعتراف بکنم......

می دانم نیازی به اعتراف نیست.....

تو خودت از همان ابتدای دنیا به این حقیقت پی برده ای و اما اعتراف
سبز

من.....

فقط وقتی تو کنارم هستی من خوشحالم.....


این را میگویند یک عشق واقعی در یک دهکدهی جهانی!!!

**سکانس هفتم**

وقتی به تو فکر میکنم شعر دست از سرم بر نمیدارد......

من میدانم یکی از همین روز های خدا فاصله ی هزار شالیزاری بین من و تو میشود

 یک شالیزار....







یادگاری: نظرات
یکشنبه 3 شهریور 1392 10:11 ق.ظ